بند باز
بندبازی را می شناختم که در حرفه اش چیزهایی میدانست. نه آنقدر کم که به سرعت از ارتفاع بیفتد و نه آنقدر زیاد که بتواند مدت طولانی بینندگان را مسحور خود گرداند. شده بود چند بارکه از بند افتاده بود و با سر وکله شکسته این طرف و آن طرف قل می خورد و برای دوستانش جوک تعریف می کرد و می خنداندشان اما موقعی که زخمها خوب می شد بند بازی را خیلی جدی از سرمیگرفت...
آه ...بله....اینطوری بود دیگر...تا یادم نرفته این را هم بگویم که هر از چند گاهی ارتفاع بند از زمین بالا می رفت. این دستور مدیر بود. خب میدانید دیگر...مردم هر بار دوست داشتند که بندباز در ارتفاع بالاتری از سطح زمین به هنر نمایی بپردازد و این چالشی سنگین بود. وضعیت برای بند باز روز به روز بدتر می شد. ضمن اینکه پیرتر هم میشد و این خود مزید بر علت بود. بدنش دیگر آن تاب و توان همیشگی را نداشت . سرش حالا دیگر گیج می رفت.
اما بندباز پیر ما بی خیال تر از آنی بود که بتوانی تصور کنی...جگرش را داشت...اینکاره بود...میدانید که چه می گویم...هربار مدیر یک شیرینکاری و در واقع گه کاری جدیدی می کرد و بندباز مجبور بود که آن را رفع و رجوع کند. یک بار بندبازی با یک صندلی ...بار دیگر بندبازی با دو صندلی ...هر بار چیزکی به بندباز بیچاره آویزان می شد و مجبورش می کرد که با آن بندبازی کند اما خب این را هم بگویم که همیشه پس از اجرای کارش تشویق بی نظیر تماشاگران خستگی را به تمامی از تنش بیرون می کرد.
این کار برای او پول زیادی نداشت . پول تنها به اندازه ای دستش را می گرفت که مرحمی بر زخمهایش باشد. اما همه این مصیبتها کمترین اثری بر بندباز پیر نداشت. آخرین باری که او را دیدم اجرایی داشت که در نوع خود یک شاهکار به شمار می آمد. پشتک سه مرحله ای...تا جایی که من میدانم در جهان تنها سه نفر قادر به این کار بوده اند. پس از بند باز داستان ما هیچ کس را تا کنون ندیده ام که بتواند پشتک سه مرحله ای بزند زیرا برای این کار زمان کافی وجود ندارد و قبل از آن که همکارت بتواند دستت را بگیرد بر زمین سقوط کرده ای و تمام.
اما او این کار را کرد. در جلوی چشم بیش از چند هزار نفر سه پشتک سریع در ارتفاع 20 متری زمین زد و با سرعتی فوق العاده دستان محکم و تنومند همکارش را گرفت. آن شب آخرین اجرای واقعی او بود زیرا پس از آن حس کرد دیگر چیزی برای گفتن ندارد. خود را از کار باز نشست کرد و کمتر از دو ماه پس از آن گم شد و دیگر کسی از او خبری پیدا نکرد.
بعضی ها می گویند که در امریکا زندگی خوب و آرامی دارد. اما من هرگز به شایعات توجهی نداشته ام. واردید که ؟...