آیا من آدم سخت گیری هستم ؟
نمی دانم. شاید باشم.
حداقل از این بابت مطمئنم که نسبت به دیگران همان قدر سخت گیرم که به خود.
ارسال دست نوشته هایم را که برخی شان گردآوری از اینجا و آنجایند و بعضی شان محصول آموزش مستقیم استاد و به هر رو همگی از فیلتر ذهنی من در طول 4 سال مطالعه وتمرین و تجربه گذر کرده اند وشاید به اندک پختگی رسیده اند در مورد چند هنرجو متوقف کردم.
از این بابت دلخورم ولی بیشتر از این ناراحتم که چرا باید برای تنبلی ، هزار و یک دلیل بیهوده بیاوریم. عذرهایی بس بدتر از تقصیر ...توجیهاتی که دیگر از سکه افتاده اند.
در متنی که هربار برای هنرجویی می فرستم اغلاطی وجود داشته اند که عموما سهوی بوده اند . اما بدبختی اینجاست که به جز تنها دو مورد هیچ کس و روی این کلمه منحوس تاکید می کنم "هیچ کس" متوجه آن نشده یا نخواسته که بشود. داستان چیست؟
اعتقاد من همواره بر این بوده که انسان جائزالخطا نیست. بدین اعتبار مجاز نیست که مرتکب خطا شود. اما ممکن الخطا که هست. او از دوره ای که تدقیق عالم ، همواره جهان ، آدمها و دستاوردهایشان و در نهایت خودش را به چالش گرفته راه را بر هر گونه مهمل گویی بسته است. از این منظر حتی علوم دقیقی مانند ریاضیات محض نیز از این مسئله مستثنی نبوده اند.
اما با این مطالب به جز دو مورد چنان برخوردی شده که گویی آنقدر قلمبه ، سلمبه است و مغلق گو که به دردسر مطالعه اش نمی ارزد.
برایم نوشته اند که فیلمسازی این نیست
برا ی آنچه می خواهی لازم نیست بدانی . کافی است آنرا یا اجاره کنی یا بخری...یک دوربین و سه پایه اش ...چهار تا چراغ 800 ...کمی فیلم خام و..یک دوست حرفه ای که آچار فرانسه باشد.
باشد.
اگر چنین است باشد. این سینمای تو است .
سینمای من اما این نیست.