سینما چیست ؟
به پرسش سینما چیست همانگونه می توانم پاسخ دهم که به هر پرسش دیگری نظیر آن . اینکه مثلا : فلسفه چیست ؟ یا زیبایی چیست ؟...
سینما ، اما به گمان من چیزی نیست جز یک طریق. یک مسیر. من همواره از طریق سینما ( فیلم دیدن یا فیلم ساختن. فرقی نمی کند). راهی را یافته ام که از آن راه می توان تفکر کرد. درباره هر شخص و هر چیز تفکر کرد. اینکه کلمه " شخص" را در ابتدا آوردم نباید منشا سوتفاهم شود.با اینهمه می دانیم که خود شیفتگی انسان- که درذات خود بد نیست- همواره باعث می شود تا دلش بخواهد بیشتر درباره خودش بشنود تا درباره دیگر موجودات. زمانی که نوشتن یک داستان را آغاز می کنم هرگز بدینگونه نیست که از شخصیت ها یا ماجرایی که بدان دچارند یا چیزهایی که درکنارشان دیده می شوند جدا باشم. برای من این امکان وجود نداشته است که از این عوامل فاصله بگیرم و بدون در نظر گرفتن خود طبیعی یا واقعی ام به آنها بپردازم. بنابراین بی آنکه بخواهم به نوعی، آنیمیسمی را درخودم یافته باشم باید بگویم که بین همه شخصیت ها – چیزها و ماجراهایشان تقسیم می شوم. این ارتباط آنچنان عمیق نیست و غالبا در سطح باقی مانده است . اما به هر حال وجود دارد. این حرکت در نوشتن یک داستان یا ساختن یک فیلم همواره برای من در حکم پیمودن یک مسیر بوده است. مسیری که از پیمایش آن می ترسم . اما دلم با تمام وجود میخواهد که آنرا ادامه دهد. چرا ؟...چون از پیمودن آن لذت می برد. هر داستانی ابتدا دارد . وسط دارد و انتهایی لابد.
اما آیا این کار از سر ضعف و ناتوانی نیست؟...مسیر، هرگز تمام شدنی نیست. نه ابتدا دارد و نه انتها... در پیمودن آن جبری پنهان- که نمیدانم چرا؟- نهفته است اما در لذت بردن از آن شاید اراده ای درکار باشد.