تبليغاتX
نوستالژی

 

" دوستان عزیز ، به دلیل برخی پیامهای توهین آمیزی که ظرف چند روز اخیر در این وبلاگ نوشته شد از این به بعد صفحه نظرات خوانندگان را غیر فعال می کنم..."

این جملات من نیست.

این جملات  در وبلاگ "امروز" توسط صاحب آن  " علی اکبر علیزاد " نوشته شده است. تاریخ نوشته شدن این جملات ناراحت کننده بیست و چهارم مرداد هشتاد و هفت است.

اما علیزاد کیست؟

بدون تردید ، علی اکبر علیزاد یکی از بهترین و با کیفیت ترین  کارگردانهای  جوان  و پرشور نمایش درایران است که با قدرت و ظرافتی مثال زدنی کار می کند.

من به دلیل اینکه نمایش برایم امری جدی بوده است هیچگاه به خودم اجازه ندادم که بلیط نمایشی را بخرم و در سالنی به تماشای "چیزی" بپردازم که در جدی ترین حالت خود شبحی از یک نمایش است. صادقانه بگویم. تقریبا ده سال است که نه پا به سینما گذاشته ام و نه هیچ سالن نمایشی.

اما هنگامی که یکی از کارهای علیزاد را کاملا بر حسب تصادف و صرفا به خاطر اصرار یکی از دوستان قدیمی مشاهده کردم متوجه شدم که واقعا اتفاق عجیبی افتاده است. هنگام تماشا مدام روی صندلی جابجا میشدم و به خودم می گفتم آیا واقعا دارم نمایشی طراحی شده توسط یک ایرانی را می بینم ؟

باورش برایم بسیار دشوار بود و هنوز هم همینطور است. علیزاد در تاریخ نمایش معاصر ایران یک اتفاق است. یک پدیده  فرخنده است. انسانی کمال گرا  که تا زمانی که با گوشت و خون خود اثری  را درک نکند آن را به اجرا نمی برد.

چه کسی تا به امروز قدرت اجرای سخت ترین آثار سمیول بکت را بر صحنه نمایش ایران داشته است؟...آنهم با این درجه از وسواس و دقت ؟

از کلاسهای درس او همواره به موثرترین و کارآمد ترین کارگاههای آموزشی یاد می شود. از سخت کوشی و دقت نظر او ...

در اینجا لازم است نکته ای را یادآوری کنم و آن اینکه من تا به حال نه او را از نزدیک دیده ام و نه هرگز با او گفتگویی داشته ام.

با وجود این وقتی می بینم که ایرانی گری ما ایرانی ها بعضی وقتها بیش از آنچه جامعه آنرا مجاز میداند! به عقده های چرک حقارت  آلوده  می شود و چاره را جز در فحش و ناسزا نمی بیند و نمی یابد دیگر نمی توانم خودم را نگه دارم.

امروز این دیگر عادی شده که ایرانی با شخصی در جایی به شکلی تماس بگیرد و "فحش رکیک جنسی " بدهد. اما با اطمینان خاطر به شما عرض می کنم در هیچ جای دنیا چنین پدیده ای سابقه ندارد و فقط یک ایرانی میتواند چنین عملی را مرتکب شود.

فقط یک ایرانی می تواند برای هم نوع خود مزاحمت درست کند وقلب  او را با ادبیاتی ملعون پاره پاره کند. این همه جهالت  و بیرحمی ناشی از آن  فقط و فقط از یک ایرانی برمی آید .

متاسفم....همین.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 11:39  توسط کورش معیری  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 21:18  توسط کورش معیری  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 12:55  توسط کورش معیری  | 

 

مقدمه

قبل از شروع پرسش و پاسخها باید این خبر خوب را به  فیلمبرداران جوان و مستعد کشور بدهم که به زودی کتابی تحت  عنوان : "پرسش و پاسخ در نورپردازی" ترجمه و تالیف استاد خوبم  "محمد حسین فرج" - فیلمبردار ، متخصص لابراتوار و استاد دانشکده سینما-تئاتر- به چاپ خواهد رسید که بی تردید به بسیاری از پرسش ها پاسخ و اشتباهات احتمالی دانشجویان گرایش فیلمبرداری و طیف علاقمندان به آنرا  کاهش خواهد داد.

 اما پرسشهای رایجی که مطرح شده اند:

1-برای شروع نورپردازی یک SET UP  باید از کجا  شروع کرد؟

برای شروع نورپردازی یک SET UP  می توان از دو جا شروع کرد:

1-طراحی نور برای شخصیت ها بر مبنای اهمیتشان در صحنه و هر گونه میزانسنی که دارند ( ساکن یا متحرک) و در مرحله بعد طراحی نور پس زمینه و در نهایت  روتوش کلی نور SET UP  

2- طراحی نور پس زمینه ای که شخصیتها در آن  به بازی در می پردازند و در مرحله بعد طراحی نور شخصیتها بر مبنای اهمیتشان و شکل میزانسنی که در صحنه دارند.

این دو روش هیچ مزیت هنری بر یکدیگر ندارد و صرفا  دوشکل  متفاوت است. من ، معمولا روش دوم را ترجیح میدهم زیرا فلسفه ای که در این زمینه دارم  این است که با اینکه  موقعیت ، همواره بر انسان حاکم است اما این اوست که با قرار گرفتن در موقعیت بدان معنا میدهد. بنابراین ، بدون موقعیت انسان معنایی ندارد و بدون انسان ، موقعیت .

 اما از آن جایی که موقعیت همواره یک گام جلوتر از انسان است بنابراین ابتدا ، به این فکر می کنم که شخصیت یا شخصیتهای فیلم در آن SET UP  در چه فضایی و با چه تونالیته ای از رنگ ونور حضور دارند.

به همین دلیل برای تثبیت حضورشان بر صحنه ، ابتدا SET UP   را یک فضای مکعب فرض و در ادامه تلاش می کنم تا با قواعدی که از پیش آموخته ام و تکیه بر شهود درونی ،  نور و رنگ غالب بر محیط و حس ناشی از آن را درآورم.    پس از آن  به طراحی نور شخصیتها بر مبنای میزانسن آنها می پردازم و در نهایت صحنه را روتوش می کنم .

 این کار زمان مشخصی را از من خواهد گرفت اما ارزشش را دارد. به این روش که اولویت به اتمسفر صحنه و پسزمینه آن داده می شود اصطلاحا SET LIGHTING  گوییم که به دو شکل است :

1-اگر SET UP   داخلی باشد ، دیافراگم  نور شخصیت ها از پس زمینه در Long shot ها و کلا نماهای باز  همواره بیشتر است.

2-اگر SET UP   خارجی باشد، دیافراگم نور پس زمینه از شخصیت ها در Long shot ها و کلا نماهای باز  همواره بیشتر است.

روش دوم ، درست بر خلاف روش اول است وطراحی نور را از شخصیتها آغاز می کند و در پس زمینه به پایان میرساند و این روش را در اصطلاح CAMEO LIGHTING گوییم که به معنای نورپردازی تدریجی یا پدیدارشونده است. در این شیوه نور موضوع از پس زمینه بیشتر است.

2-در نورپردازی یک SET UP  شخصیت (کارکتر ) مهمتر است یا فضایی که  شخصیت در آن کنش دارد؟

تا جایی که به نورپردازی مربوط می شود تفاوتی نمی کند . اما شکل اقتصادی فیلم غالبا اقتضا می کند که زمان و  اولویت را به شخصیت بدهیم . دقت کنید که نورپردازی به طور متعارف  بر مبنای دکوپاژ کارگردان صورت می گیرد. این دکوپاژ ابتدا توسط دستیار نخست او رج زده می شود که به آن Break Down  میگوییم . بدین معنا که پلانها بر اساس مکانها-زمانها و اولویتهای دیگر مانند در دسترس بودن بازیگر نقش اول یا سنگین بودن برخی از پلانها به لحاظ تدارک  اکسسوار  مورد نیاز پلان طبقه بندی می شوند.

مثلا در فیلم "بازی مرگ "ساخته "رابرت کلوز" ، طبق معمول روند همیشگی ، ابتدا کلوزآپ های "بروس لی" بازیگر نقش اول آن  و صحنه های مبارزه او را با حریفانش فیلمبرداری کردند زیرا جز او هیچ کس دیگری قادر به طراحی مبارزات نبود.

 پس از مرگ ناگهانی وی در ژوییه سال 1973، تولید کنندگان فیلم بدلکاری که در نماهای دور به او شباهت زیادی داشت انتخاب کردند و فیلمبرداری فیلم را به پایان رساندند. بدیهی است که اگر صحنه های مربوط به مبارزات بروس لی و نماهای نزدیک او را نداشتند هرگز قادر به جمع کردن فیلم نبودند.

این طبقه بندی از ابداعات فیلمسازان ایتالیایی است و در ابتدا صرفا به خاطر صرفه جویی در هزینه صورت گرفت اما به تدریج به صورت یک الگوی کاری برای تمام تولید کنندگان فیلم در جهان درآمد.

در این حالت ،  با دردست داشتن دکوپاژ نوری کارگردان و نقشه مقطعی حرکت دوربین و بازیگران floor plan ) ( و پیش بینی  همه آلترناتیوهای موجود ، هیچ راکورد نوری ( اختلاف فاحش نور و رنگ  بین دو پلان طوری که بیننده متوجه تغییر بی دلیل  شدت ، جنس  ، کنتراست یا رنگ موجود در یک محیط با شرائط نوری ثابت شود)  بین دو پلان ایجاد نخواهد شد. اشکالی که متاسفانه در تصویر اغلب فیلمبرداران آماتور امروزی دیده می شود.

3- در یک SET UP داخلی ، برق می رود و فضا به تاریکی می گراید. نور این صحنه را چگونه می توان ساخت؟

ابتدا با توجه به Exposure Range  فیلم خامی که در دست داریم و F.number لنز دوربین ، حجمی از نور را به کمک یک  چراغ 2کیلو وات که روی آن  یک لایه Span glass قرار داده شده است به فضا می افزاییم  و نور پس زمینه را اندازه گیری می کنیم تا  به F.number لنز برسد. سپس با در نظر داشتن Exposure Range ، چراغ 2کیلو وات را خاموش می کنیم و دوباره نور شخصیتها را می خوانیم. در این حالت دیافراگم بدست آمده نباید از لتی تیود فیلم بیرون بزند.

4-نورپردازی رمبراندی و کلاسیک سه نقطه ای چه تفاوتی باهم می کنند؟

هیچ تفاوتی جز اینکه در حالت اول ، موقعیت دوربین نسبت به شخصیت 90 درجه است.

5- نورپردازی Under Expose  چیست ؟

نوعی از نورپردازی است که در آن از دیافراگم اکسپوز به اندازه ای که مدیر فیلمبرداری تشخیص میدهد می توان با در نظر داشتن لتی تیود اکسپوز فیلم پایین رفت . در این حالت بدون اینکه در کیفیت تصویر کوچکترین اشکالی ایجاد شود فضا رو به تیرگی می گذارد.این شکل از نورپردازی بسیار سخت و ریسک پذیری آن بالا است و هر فیلمبرداری جرآت کار با آن را ندارد.

 

یکی از معدود مدیران فیلمبرداری جهان که در این کار موفق عمل کرده است "گوردون ویلیس" است که  بین همکاران خود به " شاهزاده تاریکی" مشهور است.

مهمترین کار او در این زمینه شاهکار تاریخ سینما - " پدرخوانده " -است که در سال 1972 آن را به اتمام رسانید.

6- در یک SET UP داخلی  /روز ، لنز دوربین پنجره رو به فضای باز و شخصیتی که جلوی آن ایستاده است رامیبیند. چگونه می توان  شدت  و کلوین نور داخل و خارج را متوازن کرد طوری که شخصیت ضد نور نشود؟

ابتدا بدون درنظر گرفتن کلوین ، اختلاف دیفراگم  نوری که از پنجره به داخل می تابد و شخصیت را اندازه می گیریم و سپس به کمک فیلترهای ژلاتینی  ND-85روی شیشه پنجره را می پوشانیم تا اختلاف دیافراگم  نهایتا به دو استاپ برسد. در این حالت می توانیم نورپردازی صورت را به هر شکلی که مایلیم انجام دهیم زیرا نور پشت برای ما در حکم نور Back Light عمل می کند.

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 18:6  توسط کورش معیری  |