تبليغاتX
نوستالژی

آیا من آدم سخت گیری هستم ؟

نمی دانم. شاید باشم.

حداقل از این بابت مطمئنم که نسبت به  دیگران همان قدر سخت گیرم که به خود.

ارسال دست نوشته هایم را که  برخی شان گردآوری از اینجا و آنجایند و بعضی شان محصول آموزش مستقیم استاد و به هر رو همگی از فیلتر ذهنی من در طول 4 سال مطالعه وتمرین و تجربه     گذر کرده اند وشاید  به اندک پختگی رسیده اند در مورد چند هنرجو متوقف کردم.

از این بابت دلخورم ولی بیشتر از این ناراحتم که چرا باید  برای تنبلی ، هزار و یک دلیل بیهوده بیاوریم. عذرهایی بس بدتر از تقصیر ...توجیهاتی که دیگر از سکه افتاده اند.

در متنی که هربار برای هنرجویی می فرستم اغلاطی وجود داشته اند که عموما سهوی بوده اند . اما بدبختی اینجاست که به جز تنها دو مورد هیچ کس و روی این کلمه منحوس تاکید می کنم "هیچ کس" متوجه آن نشده یا نخواسته که بشود. داستان چیست؟

 

اعتقاد من همواره بر این بوده که انسان جائزالخطا نیست. بدین اعتبار مجاز نیست که مرتکب خطا شود. اما ممکن الخطا که هست. او از دوره ای که تدقیق عالم ، همواره جهان ، آدمها و دستاوردهایشان و در نهایت خودش را به چالش گرفته راه را بر هر گونه مهمل گویی بسته است. از این منظر حتی علوم دقیقی مانند ریاضیات محض نیز از این مسئله مستثنی نبوده اند.

اما با این مطالب به جز دو مورد چنان برخوردی شده که گویی آنقدر قلمبه ، سلمبه  است  و مغلق گو  که به دردسر مطالعه اش نمی ارزد.

برایم نوشته اند که فیلمسازی این نیست

 برا ی آنچه می خواهی لازم نیست بدانی . کافی است آنرا یا اجاره کنی یا بخری...یک دوربین و سه پایه اش ...چهار تا چراغ 800  ...کمی فیلم خام و..یک دوست حرفه ای  که  آچار فرانسه باشد.

 

باشد.

 

اگر چنین است باشد. این سینمای تو است .

 

سینمای من اما این نیست.

 

 در سینمایی که من به آن اعتقاد دارم باید بدانی...باید بلد باشی...اگر بلد نیستی پیش روی من

قرار نگیر...

 

همین.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 21:22  توسط کورش معیری  | 

 

اطلاعیه "کارگاه فیلمسازان جوان"

 

1-از لطف و محبت همه هنرجویانی که مطالب ارسال شده را موثر و کاربردی یافته اند سپاسگزارم. برخی نیز گله کرده اند که  مطالب در برخی نقاط پیچیدگی دارند و سخت می نمایند. بعضی دیگر معتقدند که یک فیلمساز نیازی به دانستن  دانش ریز شده  در زمینه  تکنیکی سینما ندارد .

در پاسخ به اولین مسئله مطرح شده باید بگویم که با شما موافقم. فیلمسازی به هر حال چیزی نیست جز یک بازی جنون آمیز با تصویر و نمایش . با چنین کلمات ساده ای است که کار فیلمساز آغاز می شود. ولی چنان کلماتی که هر یک کهن الگوهایی بس غول آسا هستند. کلماتی که رسیدن به آنها- یعنی بازی با تصویر و نمایش- مستلزم زمان بسیار، تجربه های بس گوناگون، یک جهان کار، سوءتفاهم های بی شمار، ساخت بسیار آثاری که  به سرعت یا فراموشش و یا آنرا گم میکنید. انتقال دانش پراکنده ، و در نهایت رسیدن به نقطه ای که تازه احساس میکنید مثل اینکه دارد یک اتفاقاتی می افتد. در این نقطه گنگ و نامفهوم است که به نظر نقطه پایان می آید ولی در حقیقت ما را خبر میکند که مغز مان می خواهد یک تصمیم قطعی بگیرد. که فیلم بسازد یا نسازد.

از طرف دیگر ، همانگونه که بارها اعلام کرده ام برایم از ایرادات و اشکالات احتمالی بنویسید. نه الزاما از عدم درک درست مطلب که از سخت یا غامض نویسی و یا حتی اشتباهاتی که مرتکب شده ام. برایم بنویسید تا آنرا در نسخه های بعدی اصلاح کنم. من نیز مانند همه شما انسانم (امیدوارم که باشم) و مرتکب خطا می شوم. شاید اصلا مطالبی که برایتان می فرستم شامل یکسری اطلاعات از بیخ غلط باشد. ایرانی گری در دوران ما یعنی همین. یعنی سکوت و تردید نسبت به آنچه با آن برخورد میکنیم. اگر برایم از نظراتتان، دلائل درک یا عدم درک مطلبی که برایتان فرستاده ام ،طریق تفکرتان شخصی تان درباره مطالب و...ننویسید، چگونه می توانم شما و خود را در این رابطه ارزیابی کنم. اگر واقعا گرفتارید ومشغله های اساسی دارید پس چرا شرکت کردید ؟ اگر از سر کنجکاوی می خواهید چیزهایی بدانید... که قبلا هم گفته ام ، این مطالب به کار شما نخواهند آمد.

به هر صورت کار این کارگاه تا زمانی که مدرس آن این حقیر است هرگز بدین شکل نیست که هر بار مطالبی را مثل  یک داستان کوتاه برایتان پست کنم و هیچ واکنشی از جانب شما دیده نشود. این روش در قاموس من جایی ندارد.

گفتنی است در طول این یکی در جلسه  از بین هنرجویانی که به ما ملحق شده اند تنها سه نفر از کل شرکت کنندگان به پرسشها پاسخ دادند که صحیح ترین پاسخ ها به نسبت بقیه متعلق به هنرجویی است به نام " هومن ایواز" که رشته تحصیلی اش سینما نیست و مطالعاتش نیز به گفته خودش بیشتر بررسی و تحقیق درباره تئوری سینماست.

2-در پاسخ به ایراد دوم  باید بگویم که این مسئله شکل تازه ای ندارد. فیلمساز جوان امروز ما - مرا ببخشید- به تنبلی عادت کرده است.  اخیرا به وبلاگی سر زدم که عکس های پشت صحنه فیلمی کوتاه را در آن پست کرده بودند. فیلم با یک دوربین Z-1 کار شده بود. جالب این جا بود که از مانیتور هیچ خبری نبود و تصویر بردار ، رنگ و نور را از طریق LCD  تنظیم میکرد!....کدام تنظیم؟!

کاتالوگ دوربین را هم که باز کنید نویسنده در آن هشدار داده که آنچه در LCD مشاهده می کنید هرگز روی TAPE  خام شما CAPTURE نخواهد شد. بنابراین شما برای تنظیم HUE –SATURATION-BRIGHTNESS و تمام تنظیمات دیگر باید از مانیتور استفاده کنید.

من دیگر نمی دانم چه بگویم. جز اینکه باور کنید یادگرفتن تکنیک  در هنر ، به هیچ عنوان از خلاقیت شما نمی کاهد. با وجود این برای نظرتان کاملا احترام قائل هستم.

3- برطرف کرن یک سوء تفاهم :

تکنیک کار با دوربین و چراغهای نورپردازی و شناخت مواد خام مصرفی تنها کوچکترین بخش کار فیلمسازی هستند. اگر قدری حوصله کنید وما را دنبال کنید تا به بخش آنالیز تصویر برسیم خواهید دید که تمام آن تصاویر با شکوهی که که در کارهای ویسکونتی ،فللینی ،آنتونیونی ، مورنائو، اورسن ولز، هیچکاک و...دیده اید و کلی ستایششان کرده اید به لحاظ بصری بر پایه همین آنالیز تصویر بدست آمده اند.

می پرسید چگونه ؟ شکل زیر ، یک پلان از فیلم "محاکمه" ساخته : اورسن ولز کبیر است. بدون تسلط بر فرم ، رسیدن به این کادر محال ممکن است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 11:39  توسط کورش معیری  | 

 

بعضی وقتها ، فیلم ساختن دیگر برایم به معنای  شنا کردن  در آب و پیش رفتن نیست. اقیانوس همان اقیانوس است  اما من دیگر همان آدم نیستم. احساس می کنم که  درست مانند "پاپیون"  بر پهنه آبهایی سرد و آبی غوطه ورم به ناکجا آباد .

پول ساخت فیلم جدیدم را با هزار مشقت از جایی و تحت شرائطی تهیه کردم که حتی نمیتوانید آنرا تصور کنید و باز نمی توانید تصور کنید زمانی را که بالا  آوردم از قرار گرفتن در موقعیتی که  برای تسلط بر آن مجبورید دست به هر کاری بزنید.

بین سالهای 76 و 77 -( دقیقا زمانش را به خاطر نمی آورم)- با دوستی به نام سیامک در بوستان اندیشه قدم میزدیم.

در آنزمان هر دو هنرجوی انجمن سینمای جوانان ایران بودیم و کله مان هم داغ بود. در حالی که قدم زنان با هم می چرخیدیم به او گفتم که بدجوری سینما را و فیلمسازی را دوست دارم و به هر قیمتی که شده فیلمساز خواهم شد. او بلادرنگ جواب داد : " ولی من به هر قیمتی حاضر نیستم که فیلمساز شوم."

او این حرف را زد و پای حرفش هم ایستاد . نشان به آن نشان که دو سه سال بعد  سینما را بوسید و کنار گذاشت و به  زندگی پرداخت.

این دولت و این مردم برای من هر لحظه در حکم یک معما هستند . جامعه ای خشن ، فریبکار و دروغزن  که تئوری اقتصادش در آن واحد هم بر مبنای کاپیتالیسمی است که مدام آنرا نکوهش و انسان ها را از فکر کردن یا دست زدن به آن باز می دارد( زیرا اگر شما صاحب نقدینگی باشید می توانید حتی تفکر را -دست کم به شیوه اعراب ، در این چند ساله - بخرید تا قدتان کمی بلندتر و زبانتان دراز تر شود.)

و هم سوسیالیسم التقاطی فریبکاری  که بزرگترین تئوریسین های کمونیست سالهای 57 را نیز فریب داد .

اکنون که دارم این چند سطر را برایتان می نویسم واقعا نمی دانم چه بگویم.    پاک گیج شده ام. من نه مانند آیزنشتین نبوغی بلند پایه دارم تا علی رغم قرار گرفتن در یک سیستم بسیار خطرناک که هر لحظه فرزندان هنر خود را نیست و نابود می کرد پای هنر خود ایستادگی کنم . نه مانند موتسارت که برای اربابان کلیسا...

وقاحتی تمام عیار در کار مردمان این دیار است که در یک لحظه "ماست" را هم سیاه

می بینند و هم سفید ...

این وقاحت ذاتی ایرانی نبوده اما شده...چگونه ؟...نمی دانم.

+ نوشته شده در  جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 22:34  توسط کورش معیری  | 

 

۱-آموزش مجازی فیلمسازی از روز پانزدهم اردی بهشت ماه جاری با شرکت دوازده هنرجو آغاز به کار کرد  . به عزیزانی که به ما پیوستند خوش آمد میگوییم.

۲-این کارگاه تا  برگزاری دومین دوره خود دیگر اقدام به پذیرش هنرجو نخواهد کرد .

۳- رابطه بین هنرجویان و مدرس  رابطه ای دو سویه است . در این مبحث ، تعامل ها -  به چالش کشیدنها -و پرسشهای بی شمار  نخستین گامها هستند.

۴- اگر این رابطه دو سویه به هر شکلی از دست برود، مدرس مربوطه آنرا بی علاقگی مخاطب نسبت به مطالب  تلقی خواهد کرد و ارسال مطالب متوقف خواهد شد.

۵-  هنر جویان ، برای هرگونه تعامل و رفع ابهامات و مشکلات احتمالی می توانند  در این وبلاگ کامنت  خصوصی بگذارند تا در اسرع نسبت به حل مشکل ایشان اقدام شود.

۶- مطالب ارسالی به طور متعارف  ابتدای هر هفته به ای - میل هنرجو  ارسال می شود.

۷- هرگونه تغییر در برنامه این کارگاه  رسما از طریق همین وبلاگ-نوستالژی- به آگاهی هنرجویان خواهد رسید.

با احترام

مدیر کارگاه فیلمسازان جوان

حمید رضا معیری

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 8:15  توسط کورش معیری  | 

 

"با وجود پیچیدگی دوربین فیلمبرداری به عنوان یک وسیله فنی و دانش تخصصی لازم برای به کارگیری آن ، فیلمساز فقط باید آن را یک مکانیسم ثبت به حساب آورد . درست مانند قلم یا ماشین تحریر برای نویسنده. برای کنترل دوربین فیلمبرداری فقط یک گروه متخصص لازم است. آنچه برای فیلمساز اهمیت دارد ، همانا توانایی کنترل مفاهیم است."

آنچه در بالا خواندید مخرب ترین بخش است از کتاب "چگونه کارگردانی کنیم" نوشته : دانیل آریخن – ترجمه : عباس اکبری – فصل دوم – اهمیت تدوین موازی

حالا بیایید فرض کنیم سناریست شما در برگه شماره یک سناریو ، روی خط راهنما و در آخرین بخش اندازه نمای و زاویه دوربین نسبت به خط افق را چنین نوشته :

1-روز-خارجی-خیابان-دوچرخه سوار پیر-FS-MS-PAN - LS

خیابانی خلوت درLS...دوچرخه سوار پیری را می بینیم که از دور به ما هن هن کنان نزدیک می شود. زمانی که در FS کادر ما قرار می گیرد با او PAN می کنیم. دوچرخه سوار پیر در MS از کادر خارج می شود.

1-خب برای کارگردانی این پلان می توان از یک لنز زوم استفاده کرد. مثلا ابتدا دوچرخه سوار را درLS  با لنز 24 ببینیم . سپس به محض اینکه دو چرخه سوار به FS کادر رسید فیلمبردار در حال پن با او زوم کند ( مثلا تا 50 ) تا  در نهایت بتوانیم شخصیت را هنگامی که دارد از کادر خارج می شود درMS   ببینیم.

2-می توان از یک لنز فیکس مثلا35  استفاده کرد . در اینصورت این  بازیگر است که  در کادر با لنز 35 به ما نزدیک می شود. دوربین با او پن می کند و در نهایت باز هم شخصیت در MS از کادر بیرون می رود.

پرسش: آیا در هردو پلان یک اتفاق یکسان  رخ میدهد؟

اگر فقط  ملاک را زیبایی شناسی لنز و  کادر ناشی از آن فرض کنیم ، بین دو پلان فرضی تفاوت بصری از زمین تا آسمان است.

 

1-در اولی پرسپکتیو لنز 24 دینامیزم  بصری بیشتری را به خیابان میدهد . لنز زوم است. بنابراین به هنگام پن و زوم تا رسیدن به شخصیت در MS پرسپکتیو خیابان رو به کم شدن می گذارد و عمق back ground  در MS کاهش می یابد ( وضوح چندانی ندارد) f – stop لنز زوم بالا است بنابراین به مقدار نور بیشتری برای expose پلان نیاز داریم و این مسئله روی ساعت فیلمبرداری  اثر مستقیم می گذارد و...

2- در دومی دینامیزم بصری خیابان نسبت به اولی کمتر است.( شماره لنز 35 است).لنز فیکس است. بنابراین به هنگام پن دوربین با شخصیت ، پرسپکتیو خیابان نیز شروع به چرخش می کند. ( یعنی خطوط بصری عمودی در کادر همراه با دوربین می چرخند). در MS پرسپکتیو پلان تغییری نمی کند زیرا لنز تغییر نکرده است در نتیجه عمق back ground وجود دارد ( واضح است)...فوکوس کشیدنی نیز در کار نیست.

این تنها بخش کوچکی از تفاوت بصری است که کارگردان انتخاب کرده است. طبیعی است که رنگ و بافت خیابان و شخصیت دوچرخه سوار تحت تاثیر دو لنز متفاوت تاثیر روانی کاملا متفاوتی را روی بیننده خواهد گذاشت.

در سنت فیلمسازی ، فیلمسازحرفه ای به کسی گفته می شود که به تمام اصول و قواعد فنی و زیبایی شناسانه ای که  پیکره اصلی سینما را به لحاظ ساختمانی و ساختاری شکل میدهند یعنی همانا هنرهای ششگانه آگاه است .همچنین او به کار با همه آن  محصولات صنعتی که در این حرفه ، ابزار کارش  محسوب می شوند عادت دارد .

اگر فیلمسازی نتواند دوربین خود را کنترل کند  چگونه می تواند مفاهیمی را که قرار است همان دوربین به بیننده انتقال دهد  کنترل کند؟

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 18:18  توسط کورش معیری  | 

اطلاعیه

" کارگاه فیلمسازان جوان "

 

1-   با توجه به استقبالی که از طرح برگزاری نخستین دوره آموزش فیلمسازی مجازی صورت گرفته است ، مباحث از پانزدهم اردیبهشت ماه جاری شروع خواهد شد.

 

2-    روند ارتباط بین "کارگاه" و" هنرجویان  "  ( پرسش و پاسخ - رفع ابهامات و اشکالات احتمالی و...) فقط و فقط از طریق ای- میلی که  در اختیارهنرجویان گذاشته شده است میسر خواهد بود.

 

3-   در این مدت دوستانی دیگر نیز ما را به لطف خود نواختند. فیلمسازانی  که  تلاش داشتند تا به گونه ای دیگر دست ما را به رفاقت بفشارند. اما متاسفانه نگاهشان با اهداف کلی این کارگاه یکسان نبود. از لطف و محبت بی دریغشان سپاسگزاریم و امیدواریم زمینه ای فراهم شود تا بتوانیم از توانایی ها و قدرتشان در زمینه فیلم و فیلمسازی بهره ببریم.

 

 

مدیر " کارگاه فیلمسازان جوان "

حمید رضا معیری

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 20:6  توسط کورش معیری  |