" کارگاه مجازی فیلمسازی "
برگزار می کند.
اولین دوره "کارگاه مجازی فیلمسازی"
کاملا رایگان
تدریس هرآنچه که یک فیلم ساز جوان برای ساخت اولین فیلم خود به آن نیاز دارد.
مطالبی که در دستور کار کارگاه نیست
· زبان فیلم ( قواعد نحوی)
· شکل تاریخ سینما ( جنبه های اقتصادی-سیاسی-اجتماعی و...)
· شکل و نقش نظریه فیلم ( اندیشه های لیندسی- مانستربرگ-آرنهایم-کراکائر)
· بررسی تاریخی تدوین ( آیزنشتین-بازن-بالاش- فرمالیست ها و ریخت گراها)
· چیستی سینما ( نظریات درباره فلسفه سینما)
· نظریه های روایت در فیلم
· کارکرد نشانه ها و معنا در فیلم
· چگونگی درک فیلم
· مکاتب سینمایی – ژانرها و....
· تدریس فن نمایش نویسی- اصول فیلمنامه یا تصویر نویسی
· تحلیل های ساختارگرا ها یا پسا ساختاگراها درباره فیلم( به این فهرست میتوان صدها عنوان دیگر اضافه کرد.
آنچه در دستور کار ما قرار دارد
عناوین مباحث
فیلمبرداری
1-فیزیک نور و عدسی
2-پرسپکتیو رنگ و نور
3-آنالیز تصویر1 (فرم)
4-آنالیز تصویر 2 ( رنگ )
5-شناخت کامل و کاربردی لنز
6--شناخت ابزار نورپردازی
7-نورپردازی 1 ( خارجی)
8-نورپردازی 2 ( داخلی) ( نورپردازی دکوپاژیک - نورپردازی میزانسنی)
تدوین
9-تئوری تدوین (مونتاژ در حوزه غیر آزاد/ تداومی)
10-تدوین تحلیلی
کارگردانی
11-اصول کارگردانی فیلم (بررسی فرمال دکوپاژ در ساختارتداومی)
12-پروژه
پروژه پایانی
فیلمسازانی که در پایان فصل خود را آماده ساخت فیلم ( کوتاه ) بیابند ، کارگاه فیلمسازی مجازی مجری طرح فیلم ایشان خواهد شد .
شرائط ثبت نام :
1-نام و نام خانوادگی حقیقی هنرجو
2-میزان تحصیلات آکادمیک یا تحصیلات در آموزشگاههای آزاد معتبر تهران
3-درج کامل و دقیق سوابق سینمایی ( تجربی یا پژوهشی)
4-آدرس پستی الکترونیکی
نکته مهم :
جزوات هر جلسه به آدرس email هنرجو فرستاده خواهد شد.
تاریخ شروع مباحث: 1/3/87
پس از شرکت در کارگاه های فیلمسازی حضوری به عنوان مدرس یا ناظر کیفی فیلم های تولید شده در سالهای1380 تا 1386 و مشاهده تدریس های ضعیف و ارائه اطلاعات غالبا نارسا مقوله فنی سینما – وروی این کلمات تاکید می کنم "مقوله فنی سینما " - به صرافت افتادم که با در اختیار گذاشتن دانش و مهارت خود در این زمینه آنچه را که فیلمساز جوان برای شروع به کار نیاز دارد برای او فراهم کنم.
در حال حاضر به لطف اینترنت ، آنقدر وبلاگ در زمینه سینما هست که غالبا این پرسش برای آدم پیش می آید که چرا باید مطالب دیگری به این همه مطلب - که روز به روز هم بر کمیتش افزوده می شود - اضافه شود؟
اما به اعتقاد من ، در طول 10 سال اخیر یعنی از سال 1376 تا کنون هیچ کتابی –چه تالیف و چه ترجمه- به بازار نیامده که تکنیک های کاربردی در زمینه ساخت فیلم را به روشی کاملا عملی ثبت کرده باشد.
جوانی که زیاد صاحب بخت و اقبال نباشد و به واسطه پارتی با فیلمسازان خوب وبد ایرانی حشر و نشر نداشته باشد معمولا نخستین کاری که می کند جستجو در کتاب ها و مقالات تخصصی و یا سایت های اینترنتی است.
همه ما کما ببش می دانیم که او کتاب های زیادی را پیدا خواهد کرد که به همه چیز سینما پرداخته اند به جز خود آن. از نظریات گوناگون فیلم گرفته تا تحلیل انواع ژانرها و مکاتب سینمایی – تغییرو تحولات و بررسی آنها در بستر تاریخ. مطالبی که عمدتا یا نقد هستند یا تحلیل و یا مصاحبه های که از طریق آن تلاش می کنند تا به شکل محتوایی و از بیرون بازخوردهای فیلم در جامعه و تاثیراتش را بر مخاطب بررسی کنند. دست کم یکی از موثرترین وبلاگهایی که با شفافیت و دقت در خور تحسینی به این کار پرداخته وبلاگ "استاکر"(stalker) است . در این راستا فهرست بندی کتاب ها یا وبلاگها و یا سایت های یاد شده از توان خود من نیز خارج است.
اما آنچه که همواره مورد غفلت قرار گرفته است این است کار فیلمسازی علیرغم لذت فوق العاده زیادی که به همراه دارد به لحاظ ساختمان بندی کاری است بسیار پیچیده و برای یادگیری آن باید تلاش کرد. دانشجویانی که درطی 6 سال افتخار آشنایی با آنها را به بهانه برگزاری درس داشتم به کنه این مسئله پی بردند.
یکی از مهمترین مخالفت های مدرسین دروس فنی سینما با نظریات و تحلیل های محتوایی فیلم نیز همین است. مثلا برای فهم جهت گیری رادیکال ، خاص و همیشگی رضا نبوی ، استاد دانشگاه سینما – تئاتر و دانشگاه سوره تهران به این سینمای آموزشی مرسوم که تعدادش مانند قارچ رو به افزایش است می توان یک کتاب نوشت.
او و معدودی از همپالگی های خود در دهه پنجاه و شصت به دلیل تنفر از آنچه "سینمای در حد حرف " می نامیدند ، تلاش و کوشش خود را عمدتا مصروف یادگیری اصول و قواعدی کردند که بدون آنها سینما عملا قوام نمی یابد .
یعنی تمرکز بر" کار " همه جانبه بر روی فیلم ، به جای تحلیل و نقد متکی بر نگاه خرده بینانه ای که کارش عیب جویی با یا بی منطقی است که پوچی خود را در قالب کلمات فریبنده پنهان می سازد .
گام های این طرز تفکر ، از همان لحظات اول با چالش های بزرگی همراه بود : کمبود یا نبود منابع دقیق و معتبر دانشگاهی و یا حتی ماخذ آزادی که بتوان از آنها بهره گرفت . بسیاری از کتاب هایی که مورد تدقیق و بررسی قرار گرفتند با ایرادات و اشکالات فاحشی همراه بودند و باید اصلاح یا از نو نگاشته می شدند.
فرسودگی ابزارهای فیلمبرداری و نورپردازی، به این دلیل که آنچه باقی مانده بود صرفا دوربین ها یا چراغ های نور به جا مانده از کارخانه های عمدتا امریکایی بود که در همان سالها نیز عمر مفیدشان به پایان رسیده بود .
از طرف دیگر ، حرکت در بطن جامعه ای که قائل شدن هرگونه مفهوم صنعتی برای سینما را امری اساسا مذموم و ناپسند دانسته و آنرا باعث انحراف از اصالت و رسالتی که سینما -به اعتقاد همان جامعه- دارد می شود کار آسانی نبود.
نتیجه و محصول این طریق تفکر تولید انبوهی از شبه فیلم هایی بود که نه ( فیلمنامه ) درستی داشتند ، نه کادر بندی دقیق و نه حتی رعایت بدوی ترین اصول فرم و رنگ .
کار به جایی رسید که اگر داستان یک فیلم نزد بسیاری از کارکشتگان هالیوود یا برادوی یک کلیت سه پرده ای شامل آغاز - میانه - پایان بود نزد فیلمساز ایرانی بیشتر به یک معما شبیه بود که باید می نشست و آنرا حل می کرد.
ارادت ایرانی به روایت و روایتگری از یکسو ، عدم تجربه تاریخی در ارائه و ثبت و تعلیم نمایش به شیوه نمایش در غرب و منفور دانستن هر آنچه که امریکایی به آن فکر میکند یا دست می یازد از سوی دیگر ، رفته رفته سینمای ایران را به ترکیبی عجیب و غریب رسانید که هرگونه مسیر در فهم ماهیت خود را ناممکن کرد.
اگر تا این زمان ، فیلمی داشتیم که قصدش خندان یا گریاندن یا ترساندن و... بود و در کارش در برخی موارد به دلیل بازگشت به همان اسلوب و قواعدی که به آن لگد زده بود موفق عمل می کرد حالا تصاویری بر نوار سلولویید در دست است که نه قادراست بر عواطف و احساسات شخصی مخاطبین خود دست بگذارد ونه آنها را به تفکر درباره چیزی -هرچیزی- وادارد و...نه هیچ کار دیگر.
طبیعی بود که افرادی مانند رضا نبوی یا رضا شریفی ( که در نهایت تاسف درگذشت ) ، حضور این نوع از فیلمسازی را که به هیچ چیز پیوند نبود برنتابیدند .
جنگ طاقت فرسای رضا نبوی در کلاس های درس - هرچند به کندی- به ثمر نشست . اولین گروه از دانش آموختگان او که به شدت تحت تاثیر آرا و افکار ساده ،گویا ، مستقیم و بدون هیچ ابهام او بودند خلاقیت های خود را با تعالیم استادشان آمیختند و سعی کردند که حضور خود را به نوعی در سینما اعلام و تثبیت کنند .
گروه های بعدی ( از جمله خود نگارنده ) با سرعتی بیشتر از زیر دست نبوی بیرون آمدند . به نظر می رسید آنها متوجه شده بودند که قضیه فیلمسازی در این "ویرانه" هولناکتر از این حرف هاست. ( یکی از این فیلمبرداران نسل نو برایم تعریف میکرد هنگامی که به کارگردان فیلمی دوربین آریفلکس - توسی (ARIFFLEX-2C) را پیشنهاد داده بود کارگردان در جوابش گفته بود که رنگ دوربین برایش مهم نیست ! در خاطره وحشتناک دیگری ، به هنگام فیلمبرداری یک صحنه خارجی/ روز کارگردان فیلم اجازه استفاده از فیلتر نارنجی هشتاد و پنج را به فیلمبردارش نداد . چراکه فکر می کرد رنگ فیلم تغییر خواهد کرد!)
در طول ده سال یعنی از سال هفتاد و شش تا هشتاد و شش ، اگر به فیلم هایی دقت کنید که شاگردان نبوی کار تصویر یا فیلم آن را به عهده داشته اند متوجه می شوید که صرف نظر از دقتی که در اکسپوز نگاتیو یا کپچر تصویر به کار رفته است نگاه خاص استاد در نورپردازی نیز در اغلب این تصاویر وجود دارد که عموما با هنر فیلمبردار یا فیلمساز درهم آمیخته شده است.
*****
امروزه سینما ، سینمای دیجیتال است. دوربین های سبک، ضبط های صوتی قابل حمل ، تدوین آسان و سریع ، امکان تصحیح خطاهای ناشی از رنگ و نور چه در مرحله فیلمبرداری و چه تدوین کلیپ های کپچر شده، هزینه به مراتب کمتر برای مواد خام اولیه و...امکان هرگونه بهانه را برای فیلمساز تنبل از بین برده است.
از سوی دیگر تعداد جشنواره های فرهنگی داخلی یا خارجی که عموما کارشان کشف پتانسیلهای فیلمسازان جوان وتازه نفس خارجی است روز به روز افزایش یافته و بر کیفیتشان نیز افزوده می شود
****
تا این جا چه گفتم؟...
1-برای ساخت فیلم ذوق و علاقه و اندکی پشتکار و از رو نرفتن کافی است و من به هوش و استعداد ذاتی و این جور مفاهیم متافیزیکی هیچ اعتقادی ندارم.
2-تکنیک ، لازمه کار است . اما فقط یک احمق است که عمرش را برای یادگیری تکنیک تباه و بعد تلاش می کند فیلم بسازد. فیلمسازی برخلاف بقیه مشاغل صنعتی ابتدا با ساخت آغاز می شود و سپس فیلمساز، با تجربه کردن و یادگیری همزمان تکنیک ، از این و آن ونمایش فیلم به متخصصان میزان اشکالات فنی خود را کاهش میدهد.
3-چگونه می توان فیلم ساخت؟
پاسخ ها به عدد فیلمسازهای روی زمین متفاوت است. اما به هرحال اصول و مبانی اولیه نزد همگی یکسان است. کافی است که بیو گرافی فیلمسازان بزرگ جهان را بخوانیم و واقعا درک کنیم که دانش در این حرفه بر شالوده های واحدی استوار است که با گذر زمان و تکامل تکنولوژی دگرگون میشود. اگر نتوانیم خود را با این تغییر و تبدل تکنیک که مسلما بر زیبایی شناسی فیلم اثر می گذارد وفق دهیم بدبخت می شویم.زیرا مخاطبین ما نیز مانند هر چیز دیگری تغییر میکنند...
باید دقت کرد که تنها با حرکت با جهان سینما است که نگاه ویژه ما به عنوان فیلمساز آنرا معنای ویژه می بخشد.نگاهی که برگرفته از ضمیر ناخودآگاه فردی و جمعی ما و منحصر به ما می باشد و به هیچ عنوان قابل تقلید نیست.
نکته مهم
مخاطبین اصلی این گارگاه از چشمدید من هنرجویانی هستند که قصد دارند فیلمسازی را شروع کنند و مایلند اطلاعات درست و به طور نسبی دقیقی دراین باره به دست بیاورند و آنرا به هنگام هر لحظه از ساخت فیلمشان به کار بگیرند.
بنابراین همه کوشش و تلاش من بر این خواهد بود که این اطلاعات تا جایی که ممکن است درست انتقال داده شود و ابهامات احتمالی آن برطرف گردد
مطالبی که در دستور کار کارگاه نیست
به نقد و تحلیل های محتوایی درباره فیلم ها نخواهیم پرداخت. مسائلی از نوع :
1-زبان فیلم ( قواعد نحوی)
2-شکل تاریخ سینما ( جنبه های اقتصادی-سیاسی-اجتماعی و...)
3-شکل و نقش نظریه فیلم ( اندیشه های لیندسی- مانستربرگ-آرنهایم-کراکائر)
4-بررسی تاریخی تدوین ( آیزنشتین-بازن-بالاش- فرمالیست ها و ریخت گراها)
5-چیستی سینما ( نظریات درباره فلسفه سینما)
6-نظریه های روایت در فیلم
7- کارکرد نشانه ها و معنا در فیلم
8-چگونگی درک فیلم
9-مکاتب سینمایی – ژانرها و....
10–تحلیل های ساختارگرا ها یا پسا ساختاگراها درباره فیلم( به این فهرست میتوان صدها عنوان دیگر اضافه کرد.
این تراوشات فلسفی نه مورد تمرکز مباحث ماست و نه حتی در ذیل آن قرار می گیرد.
2- این کارگاه برنامه ای در جهت تدریس دروس فیلمنامه نویسی ندارد .
آنچه در دستور کار ما قرار دارد
تمرکز این سلسله مقالات درسی بر چگونگی COMPILE یک فیلمنامه به فیلم است.زیرا سینما به لحاظ ساختمانی (CONSTRUCTION) یعنی حجم متحرک در بستر زمان . روند رسیدن به این نقطه را بر مبنای الگوی درسی که در ذیل ملاحظه می کنید طبقه بندی کرده ایم.
عناوین مباحث
*****
1-فیزیک نور و عدسی
2-پرسپکتیو رنگ و نور
3-آنالیز تصویر1 (فرم)
4-آنالیز تصویر 2 ( رنگ )
5-شناخت کامل و کاربردی لنز
6--شناخت ابزار نورپردازی
7-نورپردازی 1 ( خارجی)
8-نورپردازی 2 ( داخلی) ( نورپردازی ساکن - نورپردازی میزانسنی)
9-تئوری تدوین (مونتاژ در حوزه غیر آزاد/ تداومی)
10-تدوین تحلیلی
11-اصول کارگردانی فیلم (بررسی فرمال دکوپاژ در ساختارتداومی)
12-پروژه
*****
پروژه پایانی
فیلمسازانی که در پایان فصل خود را آماده ساخت فیلم ( کوتاه ) بیابند ، کارگاه فیلمسازی مجازی آمادگی خود را برای نظارت کیفی از زمان تولید تا پایان آن اعلام می کند .
در انتخاب موضوع فیلمنامه ، هیچ محدودیتی در کار نیست. بلکه آنچه مد نظر قرار خواهد گرفت چگونگی پرداخت دکوپاژ / میزانسن - میزان خلاقیت ، نوع آوری و استحکام فنی اثر است.
شرائط ثبت نام :
1-نام و نام خانوادگی حقیقی هنرجو
2-میزان تحصیلات آکادمیک یا تحصیلات در آموزشگاههای آزاد معتبر تهران
3-درج کامل و دقیق سوابق سینمایی ( تجربی یا پژوهشی)
4-آدرس پستی الکترونیکی
نکته مهم :
جزوات هر جلسه به آدرس email هنرجو فرستاده خواهد شد.
تاریخ شروع مباحث: 1/3/87
*****
زمستان گذشته است
گلها شکفته اند
باز زمان نغمه سرایی فرا رسیده است
و تو ای کبوتر من که در شکاف صخره ها و پشت سنگها پنهان هستی
بیرون بیا و بگذار صدای شیرین تو را بشنوم و صورت زیبایت را ببینم
زیرا اکنون دیگر زمستان به پایان رسیده
تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست می دارم
تو را بجای همه روزگارانی که نمی زیسته ام دوست میدارم
برای خاطر عطر نان گرم ...
و برفی که آب میشود ...
برای خاطر نخستین گلها
تو را به خاطر دوست داشتن دوست میدارم
تو را به جای همه کسانی که دوست نداشته ام دوست میدارم
سپیده که سر بزند
در این بیشه زار خزان شده ،شاید دوباره گلی بروید
شبیه آنچه در بهار بوییدیم
پس به نام زندگی ، هرگز مگو هرگز...
پل الوار
*****
دوست خوبم. تو سال خوبی داشته باشی . من هم امیدوارم که تو نیز دل خوش و آرامی داشته باشی .دل بزرگی که هرگز گریه آنرا سنگین نکند. برایت از خداوند مهربان طلب سالها زندگی پر از عزت و بزرگی می کنم.
دوست قدیمی ات.
ادراک ذات شی
ژاک لاکان برای توضیح هر کنش ذهنی سه میدان نیرو که بر آن کنش ذهنی تاثیرگذارند را طبقه بندی می کند . آنها امر واقعی ، امر نمادین و امر خیالی هستند. امر خیالی نشانگر فرآیندی است که در آن یک طفل به صورت آیینه ای و با همذات پنداری با تصویر خود و یا غیر خود در آینه به یکپارچه سازی حرکاتش می پردازد تا با تجسم انسجام بدنی رشد کند. امر نمادین همه چیز است. هرچیز غیر شخصی. از زبان گرفته تا قانون و ساختارهای اجتماعی و در واقع آن چیزی که به غلط واقعیت خوانده می شود. اما امر واقعی از دید لاکان ، یا همان نظم واقعی معرف آن بخش از زندگی است که قابل شناسایی نیست.
آنچه نظم نمادین را شکل میدهد مجموعه ای است از دلالت ها یا همان قانون دالها ، به عبارتی انسانها برای درک جهان زنجیره ای از دلالت ها را صورت بندی کرده اند تا از طریق آن به ادراک دست پیدا کنند.
می دانیم که در زبان شناسی، زبان مجموعه ای از نشانه ها است و هر نشانه دو بخش دارد : دال و مدلول. دال همان تصور یا تصویر ذهنی ما است از صوت یا آوایی که یک واژه دارد و آنرا به تصویر نسبت میدهیم و مدلول مفهوم آن صوت است. مثلا وقتی می گوییم: درخت ، این کلمه به دو بخش تقسیم می شود. یکی تصوری که ذهن از آن دارد یعنی تنه ، تعدای شاخه و انبوهی از برگ. دیگری خود کلمه درخت. به عبارتی انسان همواره در چهارچوب یک زنجیره ی نشانه ای کلمه درخت را به تصور ذهنی متصل می کند.
درحالی که کلمه درخت به هیچ رو مفهوم تجسم ذهنی انسان از آن نیست.درک این نکته زمانی بهتر میسر می شود که دریابیم وقتی داریم تجسم ذهنی انسان از درخت را تعریف می کنیم بازهم به کلمات متوسل می شویم. کلماتی که به نوبه خود در دام نشانه شناسی دال و مدلولی
می افتند و مفهوم ذاتی آنچه در ذهن وجود دارد را افاده نمیکنند.
در واقع بیرون "چیزی" است . اما در ذهن همان "چیز" بر مبنای زبان و به واسطه آن شکل گرفته و بسامان شده است . در نتیجه درک و آگاهی انسان از جهان همواره محکوم به زبان است وبدون آن شناختی درکار نیست. زبان امر واقع را که همان نظم واقعی است تکه تکه می کند تا انسان بدان ومعرفت پیدا کند.
انسان برای بلعیدن یک سیب باید آنرا خورد کند. باید سیب ذات خود را نزد انسان ازدست بدهد تا بتواند خورده شود امر واقعی نیز چیزی مانند این است. تا این امر ذات خود را به واسطه مردن پنهان نکند درک نمیشود.
آدمی همواره در آرزوی دست یافتن به ذات اشیاء بوده است اما این امر ناممکن است زیرا امر واقعی پنهان شده است. تنها چیزی که سب میشود
از وجود امر واقعی آگاه شویم ، تفسیرهای متفاوتی است که از چیزها داده می شود. تمامی این تفسیرها برای آن است که امر واقعی را گنگ و نامفهوم است به سمت معنا ببریم و درنتیجه با این تفاسیر به تعریف
جدید تری از امر واقعی میرسیم. بدین سان می توان دریافت که رابطه بین انسان و جهان پایان ناپذیر است. زیرا او می تواند مدام تفسیر و تاویل جدید از جهان ارائه دهد و چون نمی تواند به ذات اشیاء پی ببرد این کار را تکرار می کند.
اما اگرهر دالی ( درک شونده) با مدلول آن (درک کننده) منبطق شود و هر نشانه با مصداقش آنگاه دیگر با هیچ نظم نمادینی طرف نیستیم . به عبارت دیگر نظم نمادین و واقعی برهم انطباق کامل پیدا می کنند.
در نتیجه ، مدلول یعنی درک کننده نیز بر دال انطباق یافته و از بین خواهد رفت و این محال است .
انسان زمانی به عنوان سوژه معنا دارد که مدام تفسیر و تاویل کند و شرط وجود او عدم دسترسی به امر واقعی است.