*****
دوست عزیزم .
...می دانم که سرا پا عشق و محبتی...می دانم که با اشعارت - کلامت- حضورت- مرا به استمرار یک دوستی دلگرم و امیدوار می کنی...و این را هم می دانم که خود پر از درد و رنجی ..برایم بنویس...تنها برایم بنویس...فقط همین...فقط همین..
با احترام فراوان
کوروش


مقدمه ای بر عکاسی ( بخش اول )
هر دوربین عکاسی دارای سه قطعه اساسی است : 1- لنز 2- بدنه 3- مگزین ( جایی که فیلم خام درون آن قرار دارد)
1- لنز :
اگر پرتو نوری از یک منشور بگذرد ، می شکند . تغییر جهت می دهد و از سوی دیگر منشور بیرون می تابد .دقت شود که نور خروجی از منشور به مراتب شفافیت بیشتری نسبت به نوری دارد که وارد منشورمی شود.
عدسی در واقع ترکیبی است از دو منشور که از دو قاعده به یکدیگر متصل می شوند و شکلی شبیه لوزی به خود می گیرند. دقت کنید که منشور های مورد استفاده در لنزها از نوع تخت نیستند .( محدب یا مقعرند .). بنابراین گوشه های لوزی بدست آمده از ترکیب دو منشور تیز نیست و لوزی را شبیه یک ماهی می کند.
کارکرد عدسی ها در متمرکز کردن پرتوهای نور است. بدیهی است در جایی که نور متمرکز می شود مقدار و شدت نور نیز افزایش می یابد . بنابراین می توان گفت که کارکرد عدسی در ساده ترین شکل خود به قرار زیر است :
- تمرکز نور در یک سطح بسیار کوچک ( سطح کانونی)
-افزایش مقدار و شدت نور در محل تجمع آن
- افزایش مقدار شفافیت نور خروجی از عدسی
هر لنز ترکیبی است از چندین عدسی محدب و مقعر که با فواصل کاملا
محاسبه شده ای در کنار یکدیگر ثابت شده اند. تعداد عدسی های موجود دریک لنز را element المان های آن لنز گویند. مثلا اگر لنزی هفت عدسی داشته باشد آن لنز را هفت المانه گویند.
از آنجاییکه لنز مجموعه ای از عدسی ها است .بنابراین می توان آن را در حکم یک عدسی بزرگ در نظر گرفت و تمام قواعد مربوط به عدسی ها را درمورد آن تعریف کرد و به کار برد.
لنز ها – هر چقدر که مرغوبیت ماده سازنده آن نیز بالا باشد- دارای ناخالصی هایی در بلورهای خویش هستند که باعث می شوند تا همه پرتوهای نور تابیده شده به لنز در یک نقطه جمع نشود. از آنجاییکه ضریب شکست این بلور های ناخالص به یکدیگر نزدیک است ، در نتیجه نور متمرکز شده در پشت عدسی نه در یک نقطه بلکه در یک سطح جمع می شود که به آن سطح کانونی گویند. هرچه مساحت سطح مورد نظر کوچک تر باشد کیفیت لنز بالاتر است.
هر لنز دارای یک راس و دو مرکز اپتیکی و دو کانون شیی و تصویری است که به ترتیب آنها را با علامت P- C-C-F-F نشان می دهند.. کانون شیی ، محل قرار گرفتن سوژه مورد نظر است و کانون تصویری ، جایی است که تصویری حقیقی- معکوس – کوچکتر و با بزرگنمایی کوچکتر از عدد یک روی آن تشکیل می شود.
در عکاسی از یک سوژه هرگز نمی توان آن را بین کانون وراس یک لنز قرار داد زیرا تصویری که از آن بدست می آید مجازی است ( این تصویر دیده می شود اما روی پرده نمی افتد.).
اگر فاصله سوژه تا لنز برابر با فاصله کانونی باشد ، تصویرآن شی در بی نهایت تشکیل می شود ( به زبان دیگر تصویر تشکیل نمی شود) ولی اگر جسمی در فواصل بسیار دور از ما قرار داشته باشد( مانند ستارگان و …) تصویر آن درست روی کانون تصویری می افتد.
بنابراین ، حداقل فاصله ای که سوژه می تواند تا لنز اختیار کند و دیده شود ازپشت کانون شیی تا بینهایت فیزیکی است ( 10 متر به بالا )
بدیهی است که هرچه فاصله شی از کانون آن بیشتر شود ، تصویر تشکیل شده در کانون تصویری کوچکتر و کوچکتر خواهد شد .
در یک دوربین عکاسی ، کانون تصویری بر محل قرار گرفتن امولسیون منطبق است.
لنز هر دوربین عکاسی استوانه ای شکل است و سطح مقطع آن دایره ای به قطر معین . بنابراین تصویری که از این لنز بدست می آید دایره ای شکل است . کادری که هر دوربین عکاسی از این دایره انتخاب می کند معمولا مربع یا مستطیلی است با ماکزیمم مساحت.
هر لنز را با دو عامل می شناسیم :
- فاصله کانونی ( focal length): فاصله بین راس لنز تا کانون آن را فاصله کانونی گویند.
- قدرت نوری( relative aperture ) : حاصل تقسیم فاصله کانونی بر قطر موثر لنزرا قدرت نوری گویند و آنرا با f-number می شناسند.
لنز های عکاسی به چهار دسته تقسیم می شوند :
لنز نرمال- لنز تله فوتو- لنز واید انگل- لنزهای ویژه
لنز نرمال : لنز نرمال لنزی است که فواصل ، نسبت ها و اندازه ها و در یک کلام پرسپکتیو موضوع عکاسی را مانند چشم انسان ضبط می کند. میدان دید فیزیکی آن بین 42 تا 48 درجه است .
فاصله کانونی در لنز نرمال برابر است با قطر دایره محیط بر کادر فیلم مورد استفاده شده . این قانون به شرطی درست است که کادر مورد نظر مربع باشد و اگر کادر انتخابی مستطیل باشد آنگاه باید دایره ای را در نظر داشت که هر ضلع مربع محاط درآن برابر با ضلع بزرگتر مستطیل باشد.
ادامه دارد...